روزایی که راهنمایی کلاس دارم علاوه بر شیرینی گاه و بیگاه، خیلی روزای خسته کننده و بدتر از اون، حرص دراری هستن. فرض کنین می خوام از بچه های سال اول یه دیکته کوچولو بگیرم که نمره اش اصلا مهم نیست. فقط می خوام بچه ها املای لغات رو تمرین کنند: -خانم اجازه؟ تو دفتر دیکته بنویسم؟ من: بله عزیزم. - خانم اجازه یعنی تو برگه ننویسم؟ من: نه عزیزم. - خانم با مداد بنویسم؟ -خانم با خودکار بنویسم؟ - خانم اشکالی نداره با آبی بنویسم؟ -خانم اشکالی نداره با مشکی بنویسم؟ -خانم اشکالی نداره با هفت رنگ بنویسم؟ -خانم میشه مدادم رو بتراشم؟ -خانم میشه مدادتراش نازنین رو بگیرم؟ - خانم میشه برم دستشویی؟ - خانم میشه برم آب بخورم؟ -خانم میشه جامو عوض کنم سحر از رو دستم نیگا نکنه؟ -خانم میشه این شیدا رو جابجا کنی؟ همش نیمکت ما رو تکون میده. -خانم میشه امروز دیکته نگیری ؟من حاضر نکردم. - خانم میشه... -خانم میشه... -خانم میشه...........؟؟؟؟ من: در حال کندن دانه دانه موهایم و دندان قروچه در کمال آرامش!
+ نوشته شده در یکشنبه 27 بهمن1387ساعت 19:32 توسط سین بانو |