روز دوشنبه برای من روز خیلی خسته کننده ای هستش ، چون دو شیفت کلاسم.یازده دوازده ساعت سر و کله زدن با بچه ها اونم تو یه روز واقعا انرژی ادم رو تحلیل می بره. اما دیروز با بقیه دوشنبه ها متفاوت بود. تو استراحت کوتاهی که بین دو شیفت داریم، داشتم آماده می شدم واسه ناهار خوردن که موبایلم زنگ زد. راستش نمی تونستم حدس بزنم کی می تونه باشه. ولی وقتی نگاهی به ال سی دی گوشی کردم نیشم تا گوشم وا شد. شما هم نمی تونین حدس بزنین کی بود. خودم براتون می گم. شب تاب جونم بود. اولین بار بود که باش حرف می زدم و صدای گرم و دلنشینش رو می شنیدم. همون طور بود که فکرش رو می کردم. صدایی گرم و مهربون و متین وسرشار از اعتماد به نفس و آرامش. زیاد حرف نزدیم ولی من اونقدر از این مکالمه کوتاه انرژی گرفتم که تا آخر روز با لبخند به کارم ادامه دادم. خیلی ازت ممنونم شب تاب عزیزم.
+ نوشته شده در سه شنبه 15 بهمن1387ساعت 10:54 توسط سین بانو |