تبليغاتX
کاملا شخصی

همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی
چه حکایت از فراقت که نداشتم ، ولیکن
تو چو روی باز کردی، در ماجرا ببستی
نظری به دوستان کن که هزار بار از آن به
که تحیتی نویسی و هدیتی فرستی
دل دردمن ما را ، که اسیر توست، یارا
به وصال مرهمی نه چو به انتظار خستی
برو ای فقیه دانا، به خدای بخش ما را
تو و زهد و پارسایی، من و عاشقی و مستی
دل هوشمند باید که به دلبری سپارد
که چو قبله ایت باشد به از آن که خود پرستی
چو زمام بخت و دولت نه به دست جهد باشد
چه کنند اگر زبونی نکنند و زیر دستی
گله از فراق یاران و جفای روزگاران
نه طریق توست سعدی! سر خویش گیر و رستی...

+ نوشته شده در پنجشنبه 31 مرداد1387ساعت 21:39 توسط سین بانو |





داشتم راجع به بازی ها و روند برگزاری اونا سرچ می کردم که به عکسای جالبی برخوردم. گفتم واسه خالی نبودن عریضه هم که شده چند تا از این عکسا رو اینجا بذارم.
این ورزشگاه محل مراسم افتتاحیه، اختتامیه و بازی های فوتبال هستش. جالبه بدونین لقب "آشیانه پرنده رو ساکنین پکن به این ورزشگاه دادن. دلیلش هم که حتما معلومه دیگه...
نمای بیرونی ورزشگاه آشیانه پرنده که بسیار هم زیباست:


عکسی از مراحل ساخت مجموعه:


نمایی از بالا:





نمای بیرونی National Swimming Center



سطح بیرونی این مجموعه از تفلون ساخته شده ، برای استفاده از انرژی خورشیدی جهت گرم کردن آب استخر ها.در ضمن تو این مجموعه هیچ آبی هدر نمیره و همش بازیافت میشه(restore) و منبع های ویژه ای هم برای گردآوری و ذخیره آب باران داره که با این آب استخر ها تغذیه می شن.
نمای داخلی از این مجموعه :



تصاویری از مراحل ساخت:





Beijing International Airport.این فرودگاه نوساز یکی از بزرگترین فرودگاه های جهان هستش که بیش از یک میلیون متر مربع مساحت داره و بر حسب تعداد جابجایی مسافرین به زودی در بین 10 فرودگاه اول جهان قرار خواهد گرفت (جابجایی 43 میلیون مسافر در سال که تا سال 2015 این تعداد به 50 میلیون میرسه):




National Grand Theater

این سالن نو ساز از نظر مسافت فاصله زیادی با مجموعه تاریخی "شهر ممنوعه" نداره.این مجموعه مساحتی بالغ بر490,485 فوت مربع داره و از شیشه و تیتانیوم ساخته شده.طراح این مجموعه یه آرشیتکت فرانسوی به نام Paul Andreu هستش که به خاطر ساختمانTerminal 2E پاریس که ویرانی اون سبس مرگ 4 نفر شد مشهوره:





CCTV building Beijing

اینم نمای ساختمان شبکه تلوزیونی CCTV



Donghai Bridge, Shanghai/Yangshan Island
این پل رابط بین شانگهای و جزیره یانگ شوان هستش و ساخت اون 1/2 بیلیون دلار هزینه داشته. این پل یکی از طویل ترین پل های جهان به حساب میاد و همون طور که می بینین خیلی هم زیباست:




تصویر شیرجه زیبای شناگران چینی:


آدم هایی که به مناسبت بازی های المپیک خودشونو به شکلای جالب و عجیب غریب در آوردن:





تصاویر دیگه:(افتتاحیه رو هم که حتما همه دیدین و مث ما اونقد بد شانس نبودین که 5 بعد از ظهر برق خونه تون بره.)











و قیمت بلیط(بلیت) بازی ها:

Opening Ceremony 200-5000 yuan ($27-$667), August 8 20:00-23:59
Closing Ceremony 150-3000 yuan ($20-$400), August 24 20:00-23:59
Archery 50-100 yuan ($7-$13), August 9 to August 15
Athletics 50-800 yuan ($7-$107) August 15 to August 24
Badminton 50-500 yuan ($7-$67) August 9 to August 17
Baseball 30-150 yuan ($4-$20) August 13 to August 23
Basketball 50-1000 yuan ($7-$133) August 9 to August 24
Beach Volleyball 50-400 yuan ($7-$53) August 9 to August 22
Boxing 30-400 yuan ($4-$53) August 9 to August 24
Canoe 30-80 yuan ($4-$11) August 18 to August 23
Kayak 30-100 yuan ($4-$13) August 11 to August 14
Mountain Bike 30 yuan ($4) August 22 to August 23
Cycling Road Free ($0) August 9 to August 10 and August 13
Cycling Track 50-100 yuan ($7-$13) August 15 to August 19
Diving 60-500 yuan ($8-$67) August 10 to August 23
Equestrian 40-400 yuan ($5-$53) August 9 to August 20
Fencing 50-100 yuan ($7-$13) August 9 to August 17
Football/Soccer 40-800 yuan ($5-$106) August 6 to August 23
Gymnastics (Artistic) 50-300 yuan ($7-$40) August 9 to August 19
Gymnastics (Rhythmic) 100-400 yuan ($13-$53) August 21 to August 24
Trampoline 50-100 yuan ($7-$13) August 16 to August 19
Handball 30-300 yuan ($4-$40) August 9 to August 24
Hockey 30-150 yuan ($4-$20) August 10 to August 23
Judo 50-200 yuan ($7-$27) August 9 to August 15
Modern Pentathlon 30-200 yuan ($4-$27) August 21 to August 22
Rowing 30-80 yuan ($4-$11) August 9 to August 17
Sailing 120-600 yuan ($16-$80) August 9 to August 21
Shooting 30-50 yuan ($4-$7) August 9 to August 17
Softball 30-120 yuan ($4-$16) August 12 August 21
Swimming 30-800 yuan ($4-107) August 9 to August 21
Synchronized Swimming 60-500 yuan ($8-$67) August 18 to August 23
Table Tennis 50-800 yuan ($7-$107) August 13 to August 23
Taekwondo 50-200 yuan ($7-$27) August 20 to August 23
Tennis 100-600 yuan ($13-$80) August 10 to August 17
Triathlon 50 yuan ($7) August 18 to August 19
Volleyball 50-800 yuan ($7-$107) August 9 to August 24
Water Polo 30-400 yuan ($4-$53) August 10 to August 24
Weightlifting 30-200 yuan ($4-$27) August 9 to August 19
Wrestling 50-200 yuan ($7-$27) August 12 to August 21
پی نوشت 1- این مطالب و عکسا رو هر کدوم از یه گوشه و یه سایت جمع آوری کردم. همش هم منابع انگلیسی، چون فارسی که سرچ کنی بجز صفحه اول، بقیه اش عکسای کاملا نامربوط بهت میده.

پی نوشت 2- یعنی هیچ کس متوجه نشده من چند روزه قالبم رو عوض کردم؟ چرا نمی گین قالب جدید به نظرتون خوبه یا بد؟

+ نوشته شده در پنجشنبه 24 مرداد1387ساعت 2:30 توسط سین بانو |


تازه فهمیدم چرا به خونه و زندگیم نمی رسم. همه مواقع بیکاریشون رو تو وب می چرخن. من اما درست موقعی که باید به خونه و زندگیم برسم. یعنی از صبح که چشامو وا می کنم تا زمانی که می بینم دیگه دیره و باید برم سراغ ناهار.(ما معمولا ساعت 3 که همسر از سر کار برمی گرده ناهار می خوریم.)
مسافرت نرفتیم.ولی تو برنامه داریم.
مادر همسر امروز بعد از 18 روز تشریف آورد. من از امروز آزادم و مسولیت ناهار پدر همسر دیگه بر عهده ام نیست. البته اگه مادر همسر هر روز زنگ نزنه بگه بیاین اینجا واسه ناهار ، در اون صورت آزادی پر. جالب اینجاست که پدر همسر به همسر گفته که می خواسته تمام مدتی که خانمشون تشریف ندارن از بیرون غذا بگیرن تا من(سین بانو) به زحمت نیفتم. ولی ترسیدن ناراحت شم و فک کنم دست پخت منو دوست ندارن. (طفلک به خاطر اینکه ناراحت نشم 17 روز دست پخت منو تحمل کرده حتما.)
خیلی حال می ده یه دوست آرایشگر داشته باشی که وقتی برای تبریک گشایش سالن می ری پیشش و یه سری خدمات هم می گیری ، هر چی اصرار می کنی پولی برای کاری که انجام داده قبول نمی کنه و میگه تو هر بار بیای اینجا و هر کاری داشته باشی ، هرگز نباید از پول صحبت کنی. آی حال میده آرایشگاه مجانی و دوست خوب و گل و جون جونی. کارشم عالیه. دلتون بسوزه.
ترجمه کتاب دوم رو شروع کردم ولی اسمشو لو نمی دم تا ایشالا بره زیر چاپ.
من چرا اصلا اصلا حوصله تمیز کردن خونه رو ندارم؟قراره همین روزا مهمون داشته باشیم.



پی نوشت: من با خانواده همسرم هیچ مشکلی ندارم. فک نکنین چون یه عالمه سوغاتی گیرم اومده دارم اینو می گم ها!!!!!!نه به خدا. همشونو خیلی دوست دارم ولی علیرغم زندگی کاملا مستقل ، زیادی درگیر برنامه هاشون میشم. و این یه امر غیر قابل اجتنابه. محبت اونا به من و همسرم بی حد و مرزه. من هر کاری براشون بکنم جبران گوشه ای از محبت هاشون نمیشه. نق زدن های من یه موضوع معموله که دارم سعی می کنم با مطابقت دادن بیشتر خودم با شرایط و گاهی جبر زندگی، از میزان این نق زدن ها کم کنم. امیدوارم سوء تفاهم برای کسی پیش نیاد.


+ نوشته شده در دوشنبه 21 مرداد1387ساعت 12:0 توسط سین بانو |


فک کن که بعد از گذروندن یه نیمروز بد(نسبتا بد) و پر از استرس، اول به خاطر انتظار بازگشت همسرت از سفر، که خدا رو شکر صبح خیلی زود به سلامت برمی گرده، دوم به خاطر کاری که می دونی توی دانشگاه داره و باید حتما همین امروز انجام بده ، سوم به خاطر اینکه شب دوباره مسافره و تو مستاصلی که همراهش بری یا نه، چهارم اینکه ناهار امروز چی باشه که هم ساده باشه تا به کارای سفر قریب الوقوعت برسی و هم باب میل پدر همسر که همچنان به دلیل در سفر بودن مادر همسر، مهمون شمان، پنجم اینکه تصمیم می گیری آبگوشت بپزی و با اینکه می دونی ساده ترین غذاست ولی نگرانی چون اولین باره که درستش می کنی، ششم به این خاطر که آبگوشت خراب میشه، چون بار اول که درش رو باز کردی می بینی گوشت کاملا پخته ولی نخود و لوبیا هنوز کلی جا داره ، تصمیم می گیری گوشت رو در آورده و کنار بذاری ،آب اضافه می کنی و دوباره در زودپز رو می بندی و مشغول اپیلاسیون می شی و یادت میره شعله گاز رو کم کنی و زمانی یادت میاد که یه قطره آب هم توی زودپز نمونده و یه خورده هم ته گرفته، یعنی غذای آبکی دلخواه پدر شوهر پر، هفتم اینکه ساعت 2 بعد از ظهره و تو با عجله شروع می کنی به درست کردن ماکارونی که همسر هم از راه می رسه و می گه به خاطر یکی دو تا امضا، امروز کاراش ردیف نشده و به فردا صبح موکول شده، لذا سفر هم یه شب عقب می افته و تو نگرانی که فردا شب تقویم زنانه کار خودش رو بکنه و تمام مسیر رو درد داشته باشی، هشتم اینکه به خاطر عجله موقع آبکش کردن ماکارونی دستت می سوزه، چهارم اینکه دوست نداری آبگوشت رو سر سفره بذاری ولی همسر چون به نظرش خوشمزه شده اونو سر سفره می ذاره و هیچ کس حتی خود همسر نگاهش هم نمی کنه، خلاصه بعد از گذروندن همه اینا می خوای بر خلاف معمول یه چرت بخوابی تا شاید خستگی عمدتا روحی امروز یه جورایی برطرف بشه، اما تو حالت خلسه بین خواب و بیداری خودت رو ببینی که در حال رقص بابا کرمی و وقتی سرت رو میاری بالا کاپیتان روبروته، باورتون میشه من تو خواب و بیداری فک کنم مونای مهماندارم ؟ مونا جون تو باورت میشه؟ یا زده به سرم یا اینکه خیلی روحم قاطی کرده!!!!!!!!!!
بعد که از خواب بیدار میشی،(البته واقعا خوابی در کار نبود، یه ربعی حالت خلسه بود فقط) واسه تغییر جو در حالی که نشریه بازار کار دستته و هندونه نوش جان می کنی برمیخوری به مطلبی که تکونت میده: دو شنبه هفته گذشته 100 نفر از معلمای حق التدریس(یعنی مث تو) جلوی مجلس فریاد اعتراض به سیاست های جدید آقای وزیر مبنی بر توقف استخدام در آموزش و پرورش رو سر دادن. اونم در حالی که امسال حدود 120 هزار نفر از معلمان رسمی بازنشسته میشن و طبق قانون باید نصف این تعداد استخدام بشن و الویت هم با حق التدریس هاست. جالب اینجاست حتی کسانی که بیش از 5 سال سابقه دارن و در آزمون استخدامی که پارسال برگزار شد شرکت کردن، پذیرفته شدن، و حتی گزینش شدن هم الان با عرض معذرت لنگ در هوان. یادت می افته که هفته گذشته برای گرفتن یه برگ ناقابل اشتغال به کار که یکی از مدارکی بود که دانشگاه آزاد اسلامی واحد مبداء برای موافقت با انتقالی همسرت به دانشگاه مقصد خواسته بود، چه فیلمی تو اداره سرت در آوردن که بنا به بخشنامه جدید جناب وزیر، اجازه نداریم به نیرو های حق التدریس گواهی اشتغال به کار بدیم. کسی نیست بش بگه آخه آدم بلانسبت عاقل، توی اون گواهی کلمه حق التدریس که ذکر میشه، جهت ارائه به فلان جا هم که ذکر میشه، هیچ ارزش دیگری ندارد هم که ذکر میشه، دیگه من حق التدریس چه سوء استفاده ای می خوام ازش بکنم یا چه حق اعتراض یا توقعی برای من ایجاد میکنه که حتی اینم از من ذدریغ می کنی؟؟؟؟خدا بیامرزه پدر آقای نون رو که یکی از کارشناسای آموزش راهنمایی هستن و پا به پای من دویدن اون روز ، حتی مهر و امضای دبیر خونه و بایگانی رو شخصا گرفتن تا همکاران محترم با دیدن ایشون زحمت قرائت اونچه رو که دارن مهر و امضا می کنن ، به خودشون ندن و چشم بسته امضا کنن که اگه می دونستن چی رو دارن امضا می کنن حتما اینکارو نمی کردن. تقصیری هم ندارن چون بخشنامه است. شانس دیگه ای که اون روز آوردم این بود که آقای رییس تشریف نداشت. ایشون دیگه نخونده چیزی رو امضا نمی کنه. توسط همین آقای نون راهنمایی شدم به اتاق یکی از معاونین رییس که احتمال بیشتری داشت نخونده امضا کنه، خود آقای نون بیرون اتاق ایستاد و در حالی که سعی می کرد به من روحیه بده گفت خدا کنه سرش شلوغ باشه، اگه امضا نکرد بیا بیرون من ببرم ، خدا رو شکر ایشون سرشون شلوغ بود و در راستای طرح تکریم ارباب رجوع(اونم از نوع مثلا همکار)، نه جواب سلام منو داد ، نه جواب خسته نباشین و خدا قوت، نه جواب تشکر از امضائی که نخونده زده بود، و نه جواب خدا حافظی منو، بلکه تمام مدت مشغول بگو بخند با خانمی بود که ظاهرا ایشون هم ارباب رجوع بودن و حتما از من مکرم تر بودن که اونجوری تکریم شدن. آقای نون واقعا ازت ممنونم. کمک بزرگی کردی، جالبه بگم ایشون به من گفت : ما دیگه راهشو پیدا کردیم ، هر چی رو این معاون امضا نکنه می بریم پیش اون معاون، اونم امضا نکنه دیگری، بالاخره یکی نخونده، امضا میکنه و خدا رو شکر کارا راه می افته. مرسی آقای نون که اون روز فرشته نجاتم شدی. راجع به این وضعیت حق التدریس 3 ساله ام قصه و ماجرا و درددل زیاد دارم. باشه سر موقع. قرار شد فک کنی جای منی و در حالی که روزت رو اینجوری که گفتم گذروندی و فردا شب هم مسافری، و اصلا اصلا هم حوصله نداری، الان خونه ات مث بازار شامه، چیکار میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در یکشنبه 13 مرداد1387ساعت 20:52 توسط سین بانو |


1- از صبح آقای دکتر 4 بار پشت سر هم تماس گرفته. از ترس اینکه صدای گرفته ام لو بده که تا حالا (ساعت 9 صبح) خواب بودم، هیچ کدوم از تماس هاش رو جواب ندادم.
2- خسته شدم از بس سراغ بعضی وبلاگای دوست داشتنی ام برم ببینم طرف هنووووووووووووووووووووووووووووز آپ نکرده بجنبین تو رو خدا.شکیبا جان، مارال جون، و چند نفر دیگه.....، با شما هستم ها......
3- امروز اسم کتاب رو به صورت کامنت خصوصی براتون میذارم.

4-با آقای دکتر تماس گرفتم. فک کردم می خواد بگه پول ریختم به حسابت(چند روزه عجیب بینی ام می خاره، یا اون کف دسته که اگه بخاره آدم پول به دستش می رسه؟؟؟) ولی موضوع چیز دیگه ای بود. گفت چند جلد کتاب برام فرستاده که اگه دوست دارم هدیه کنم. اینجا از همتون عذر می خوام که تعداد کتابا کمه والا به هر کدوم از شما هم با افتخار یه جلد هدیه می کردم.ولی با احتساب خانواده خودم و خانواده همسرم و یکی دوتا از دوستا و چند تا هم آشنا ، هیچی تهش نمی مونه. معذرت. یه کتاب جدید هم برام فرستاده ، بنابر این سال دیگه همین موقع ها کتاب دومم هم چاپ میشه....بگو ماشالله.

5-مادر شوهر گرامی تشریف بردن مسافرت با دو تا از پسراشون. در حال حاضر مسئولیت پدر شوهر با منه .  با توجه به اینکه از نظر غذایی بسیار حساس (شما بخونید بد غذا) هستند و به قول معروف هر چیزی نوش جان نمی کنن مگر اینکه باب ذاعقه شون باشه، و با توجه به اینکه روز اول لوبیا پلو، روز دوم چلو و خورش قیمه، روز سوم چلو کباب غذای مخصوص سرآشپز سین بانو بود، و امروز هم زرشک پلو با مرغه، تو رو خدا شما بگین فردا و پس فردا و پسون فردا و روزای بعدش چی باشه؟؟؟بنده خدا پدر شوهر تا  سه ونیم چهار بعد از ظهر سر کاره،  پس حتی اگه اون روز منم کلاس داشته باشم بازم وقت کافی واسه درست کردن یه غذای خوب رو دارم.  لطفا تو  پیشنهاداتون سعی کنین غذا سنتی بوده و حتی المقدور خشک نباشه، آقای همسر هم اوایل بد غذا بود ولی الان همه چی می خوره .
6- دوست دارم خاطرات آشنایی و دردسرهای قبل از ازدواجم رو اینجا بنویسم. ولی این خاطرات الان تو ذهنم منسجم نیستن. سعی می کنم واسه دل خودم هم که شده مرورشون کنم. کار لذت بخشیه . می دونم...
 

+ نوشته شده در سه شنبه 8 مرداد1387ساعت 9:58 توسط سین بانو |


هر چی تایپ کرده بودم پرید. همه اش راجع به کتابم بود. و اینکه پشیمون شدم عکسشو بذارم. ولی به دوستایی که بخوان اسمشو می دم. به شرط اینک اگه کتاب رو دیدن یا گرفتن ، اینجا و تو وبلاگای خودشون ، من همون سین بانو باقی بمونم. انگار نه انگار که اسممو می دونن! باشه؟

+ نوشته شده در چهارشنبه 2 مرداد1387ساعت 13:0 توسط سین بانو |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

سر میز آشپز خونه
دکوراسیون و خانه داری
یه وبلاگ خوشمزه
مطبخ خاله خانم
خواص خوراکی ها
روانشناسی کودکان
احمد شاملو
مهدی اخوان ثالث
فریدون مشیری
حمید مصدق
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

مرداد 1388

تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386



لینکستون

رها(ستایش)
شيرين و زندگي
بوی جوی مولیان
کدبانو
من و ام اس
شکیبا
شب تاب
شکایت نامه(حدیث)
بارانکده
سپیده
(و خط زد و آخر صفحه نوشت)مهری
تقویم صبورا
من زنی وحشی
گیلاس خانمی هستم
دلتنگی های مارال
ستاره های سربی
(این وبلاگ عنوان ندارد)علی
سفر نوشته(مونا)
دیروز،امروز و فرداهایم(مانلی)
دو قدم به چپ(الهه)
دلنوشته های یک مادر و برادر کوچکترش
ستاره می شوم(آرزو)
چیستان زندگی(سارا)
اسمایلی
بهمندخت
شیخ حقگو
قاصدک
دیکشنری آن لاین
زندگی در پاورقی(ماری)
only coffee in snow (برفی)
یادگارهای یک درخت(سعید)
شوهر تازه تاسیس
مورد عجيب برنادت باتن!
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin