۲۰ فروردین بدون کمک نشست. ۱۳ اردیبهشت اولین دندونش درومد. یه هفته بعد دندون دوم. یه ماه بعد سومی و دوباره یه هفته بعد چهارمی.
۲ تیر شروع کرد به چهار دست و پا راه رفتن. آخرین جمعه قبل از ماه رمضان اولین کلمه هدفمندش رو گفت: عمه!!! بعد بابا و ماما و به به.
۲۵ مرداد دندون پنجمش نیش زد. ۲۷ مرداد برای چند لحظه بدون کمک ایستاد. فک کنم زود راه بیفته.
من که امکان ادامه تحصیل و زندگی درخارج از کشور رو داشتم و رد کردم و هنوزم می کنم.
من که اونقدر به خانواده ام مخصوصا مامانم وابسته ام که طاقت دوری اش رو ندارم و می دونم این حس از طرف او بیشتره.
تکلیف پارمیس چی میشه؟ مگه من بهترینها رو براش نمی خوام؟
و همسرم...ممکنه ته دلش من رو مقصر اینجا بودنش و رد کردن موقعیت های عالی ای که می تونست داشته باشه بدونه؟
من کجا ایستاده ام؟ راضی ام؟
تنها دلیل من که خدا هست
این جهان زیباست
وین حیات عزیز و گرانبهاست
لبخند چشم توست
هر چند که با تبسم شیرینت آنچنان
از خویش می روم
که نمی بینمش درست.
لبخند چشم تو در چشم من،
وجود خدا را آواز می دهد،
در جسم من
تمامی روح حیات را پرواز می دهد،
جان مرا ـ که دوریت از من گرفته است ـ
شیرین و خوش
دوباره به من باز می دهد.
من همیشه عاشق این شعر بودم. امروز به خودم اومدم دیدم دارم همین شعر رو برای دخترکم می خونم.
تنها دلیل من...
19 مهر پارمیس گل من با عمل سزارین به دنیا اومد . ما هر دو خوبیم خدا رو شکر!

2-کارهای اتاق نی نی؟ وسایلی رو که توش بود جابجا کردیم و تقریبا خالیه. بجز اتو و میزش. فرش هم هنوز سر جاشه. نمی تونم خیلی همسر رو تحت فشار بذارم واسه کارها. روزه گرفتن طاقتش رو برده. خسته است. رو گزینه کاغذ دیواری هم داریم فک می کنیم به جای رنگ کردن اتاق.
3-اول قرار بود این تخت و کمد رو از کپل پا بخریم. ولی خیلی دو دل بودم . به نظرم ساده و شیکه. جنسش هم عالیه ولی فک کردم آخه تخت نوزاد- نوجوان حالا حالاها می مونه واسه نی نی. بعد اگه بزرگتر شد و گفت دوستش ندارم و می خوام خودم تخت و کمدم رو انتخاب کنم چی؟ اون وقت تکلیف 2300000 تومنی که بهاش دادی چی میشه؟ این شد که تصمیم گرفتم فعلا یه چیز جمع و جور تر وبچه گونه تر بخرم که تا 4-3 سالگی رو جواب بده. انتخابمون شد این تخت و کمد از آویید.
4- یه کمی از خریدای نی نی مونده. واسه همین استرس دارم . ایشالا تو هفته آینده انجامشون می دم. یه گهواره اسپانیایی واسه کنار تخت خودمون. یه مینی واشر. چند دست قنداق آماده. پمپرز...
5- مرخصی گرفتن هم دردسر جدید شده. میگن چون کارمند رسمی نیستم، اگه زمانی که مرخصی هستم بخشنامه جدید بیاد برای استخدام، من شاغل محسوب نمیشم و ممکنه بخشنامه شامل حالم نشه! بعد از 5 سال زحمت این حقم نیست!!!
6- شمارش معکوس واسه به دنیا اومدن نی نی شروع شده. حدود 35 روز دیگه. دل تو دلم نیست!
این هم از بد روزگاره که تو مریخی هستی و من ونوسی. و تو می شی زننده اون تلنگر.تو بی تقصیری. تو سیاره شما این یه موضوع ساده است که به سادگی هم میشه از کنارش گذشت.حتی فکرش رو هم نمی کنی که با شیشه نازک احساس من چه می کنه.شاید اگه چراغ روشن بود...شاید اگه اونقدر خوابت نمی اومد...و از همه مهم تر شاید اگه می دونستی که اون روز چه حسی تو دل من بیدار شده،اشکای دیشبم از چشمت پنهون نمی موند و من از شونه هات محروم.
کاش هر دوی ما مال یه سیاره بودیم!

نمی تونم اسم انتخاب کنم. کمک!
راستی نی نی دختره!
پی نوشت: ملاک های من برای انتخاب اسم اینها هستند:
- فارسی باشه
2- با معنی باشه و خوش آهنگ
3- امروزی باشه ولی جینگیل بینگیلی نباشه
4- تو دوست و فامیل تک باشه.
5- همین
سایت ثبت احوال رو 7 ماهه که زیر و رو کردم ولی بی نتیجه است. اسم هایی رو که دوست دارم همه تو دوست وآشنا و فامیل پیدا میشه! من می خوام وقتی نی نی رو صدا می کنند فقط خودش جواب بده!
اولین اسم انتخابی من (از وقتی هنوز مجرد بودم) باران بوده. بعدش هم یاس. ولی مامانم باران رو دوست نداره. یاس هم چون تک سیلابی هستش خیلی جالب از آب در نمیاد.
اگه با اسم من یا باباش یا با فامیلیش هم خوانی داشته باشه که بهتر هم میشه.اسم من با سین شروع میشه. اسم همسرم با الف. فامیلی نی نی هم با الف.